اعتماد به نفس یکی از مهم ترین عوامل موفقیته. این عامل در کنار اجرا مهارت ها و سعی واسه موفقیت، شما رو به رویاهاتون میرسونه. چه بسیار افرادی که با وجود مهارتای جورواجور، فقط به خاطر اینکه اعتماد به نفس کافی نداشتن، از راه موفقیت جا مونده ان. اما چه جوری میشه اعتماد به نفس رو تقویت کرد؟

رویاهاتون-نام-تصویر

 

کشف استعدادها و اجرا اونا و هم استفاده از تجربیات، تحصیلات و مهارتایی که داریم، جایگاه ما رو در زندگی مشخص می کنن. این ویژگیا، به ما کمک می کنن رزومه جدا و زیادی داشته باشیم و دره هایی به روی فرصتای جدید واسه ما باز شه. اما، ویژگی ای که شما رو از همه محدود کردنا بالاتر می بره و واسه پذیرش هدیه ی زندگی آماده تون می کنه، «اعتماد به نفس» است. اعتماد به نفس به معنای خودباوری و باور به تواناییای فردیه. احساسیه که در مواقع احتیاج می تونین اونو زیاد کنین. اعتماد به نفس، نه تنها شما رو به طرف اهداف و آرزوهایتان هدایت می کنه، بلکه تشویق تون می کنه که اهداف خود رو پیشرفت بدین. این ویژگی منحصربه فرد، اثر قوی و فوق العاده ای بر تجربیات شما می ذاره.

به گفته هنری فورد:

«چه فکر کنین می تونین و چه فکر کنین نمی تونین، در هردو صورت حق با شماس.»

همه ما همیشه و به ویژه در موقعیتای حساس و لحظات مهمی که عملکردمون اثر زیادی بر شکست و پیروزی آینده مون داره، دوست داریم اعتماد به نفس داشته باشیم. اما واسه داشتن اعتماد به نفس در لحظات لازم زندگی، اول باید طبیعت و وجود اعتماد به نفس رو بشناسیم.

اعتماد به نفس مثل دوچرخه سواری یا تایپ، یک مهارت نیس. مهارت چیزیه که یک بار یادش می گیرین و تا آخر عمر از اون استفاده می کنین. اعتماد به نفس یه جور هیجان و احساسه، واسه همین در شرایط مختلف دچار نوسان می شه و حتی ممکنه زمانی که خیلی نیازمند اون هستین، از بین برود.

اعتماد به نفس، احساسی سست و ناپایداره؛ درست مثل زمانی که سوار ترن هوایی هستین. مثلا هنگام دریافت خبره های خوب و موفقیتای جدید، اعتماد به نفس بیشتری دارین و بعضی وقتا در سراشیبی سقوط قرار می گیرین و خود رو در دره ای از ناامنی حس می کنین.

خیلی از اتفاقات زندگی از کنترل ما خارج ان ولی ما این توانایی رو داریم که اعتماد به نفس خود رو کنترل کنیم. اعتماد به نفس، قابل پیشرفت و قابل مدیریت کردنه. پیشرفت و مدیریت اعتماد به نفس با به کاربستن روشای هدفمند زیر شروع می شه:

  1. آزمایش و مدیریتِ تجربه های موفق؛
  2. اجرای خودارزیابیای مثبت؛
  3. قرار گرفتن در بین الگوهای مثبت؛
  4. مدیریت احساساتی که اعتماد به نفس رو از بین می برن.

بهترین نقطه شروع واسه اینکه بدونین در کجای زنجیره اعتماد به نفس قرار دارین، اینه که به موفقیتای خود در زندگی فکر کنین و فکر کنین که چه جوری اونا رو مدیریت کردین.

۱. آزمایش و مدیریتِ تجربه های موفق

اعتماد به نفس یعنی تواناییای خود رو بشناسین، قدرشون رو بدونین و در مواقع رقابت برانگیزِ زندگی، بتونین از اونا استفاده کنین. واسه شروع، مواردی رو که در اونا به موفقیت رسیده اید شناسایی کنین، اونا رو جایی یادداشت کنین و ساده از کنارشون نگذرید. موفقیت خود رو مدیون زحمات خود بدونین نه بقیه یا رویدادهای تصادفی و شانس. وقتی شما واسه رسیدن به هدف، خیلی سعی می کنین و خودتون رو به اندازه کافی واسه روبه رو شدن با مشکلات آماده می کنین، موفقیت و خوش شانسی هم به دنبال اون خواهد اومد.

سعی زیاد و آماده سازی قبلی، نه تنها به شما کمک می کنه به موفقیت برسین، بلکه «سندرم ایمپاستر» رو از شما دور می کنه. سندرم ایمپاستر یک پدیده روانیه که خیلی از افراد موفق و بااستعدادی که تجارب حرفه ای عالی دارن، در اوج موفقیت خود با اون روبه رو می شن. این افراد نمی تونن موفقیت خود رو قبول کنن و اونو مرهون سعیای خود نمی دونن. اونا فکر می کنن که افراد دیگر و عوامل بیرونی در رسیدن به این موقعیت موثر بودن.

معنی اعتماد به نفس بیشتر در این خلاصه می شه که روش برخورد درست با موفقیتای خود رو بشناسین و زمانی که لحظات موفقیت فرا می رسن، توانایی مدیریت احساسات خود رو داشته باشین. این مرحله، ما رو واسه دومین اقدام در مورد ی ایجاد اعتماد به نفس آماده می کنه. مرحله دوم، پیشرفت خودارزیابیای مثبته.

۲. پیشرفت خودارزیابیای مثبت

این مرحله از افزایش اعتماد به نفس، با توجه کردن به افکار و اندیشه ها شروع می شه. البته این کار بسیار سخته. افکار، درست مثل یک قطارِ در حال حرکت، پشت سر هم از ذهن ما میگذرن و متوقف کردن و سروسامان دادن اونا سخته. اینجاست که «نظم شناختی» به کار میاد. همین طور که به حدیث نفس خود گوش میدیم، بسیار ضروریه که بتونیم کلمات، عبارات، مانتراها و بقیه افکار مثبت و سودمند رو تشخیص بدیم و اونا رو از افکار تخریب کننده و آسیب رسان جدا کنیم.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چه جوری اسپاسم عضلانی رو درمان کنیم "

زمانی که افکار منفی و تخریب کننده رو شناسایی کردین، باید اونا رو تو ذهن خود نگه دارین و بازبینی شون کنین. مثلا تصور کنین که باید با رئیس خود روبه رو شید و درباره مسئله ای که در اون با هم تفاهم ندارین، بحث کنین.

به جای اینکه این طور فکر کنین:

«بی فایده س. من نمی تونم با اون روبه رو شوم. من در جایگاهی نیستم که با اون و نمراتی که در فرم آزمایش کارکرد من وارد کرده، مخالفت کنم.»

تفکر خود رو این طور تغییر بدین:

«من تنها کسی هستم که میتونم از حق خودم دفاع کنم. رئیسم باید بدونه که من با آزمایش انجام گرفته درمورد عملکردم، موافق نیستم.»

هر زمان که احساس کردین شخصیت و اعتماد به نفس شما زیر سؤال میره، رفتار و طرز تفکر خود رو تغییر بدین و راه جدیدی رو شروع کنین. راهی که در اون، شرایط خود رو پیشرفت میدید و قدردان همه کارای با ارزشی که انجام دادین، هستین. وقتی طرز فکر خود رو درباره چیزایی که به دست آوردین تغییر بدین، واسه روبه رو شدن با هر مشکل و هر شرایطی، احساس آمادگی می کنین.

شخصیت

در لحظات سخت، باید به خودتون تکیه کنین و این مسئله بسیار مهمه اما در راه افزایش اعتماد به نفس، از بقیه هم می تونین کمک بگیرین. راه حل بعدی به شما نشون می ده که چه جوری با تکیه بر بقیه، می تونین اعتماد به نفس خود رو زیاد کنین.

۳. شناسایی الگوهای مثبت

بهترین راه واسه اینکه الگوهای مثبت رو در دور خود شناسایی کنین، اینه که درباره افرادی که رفتارهای مثبتی دارن، فکر کنین. این افراد ویژگیای خاصی مثل مسئولیت پذیری دارن، قابل اعتماد و قابل اطمینان هستن، شخصیت قوی و محکمی دارن و دوست دارن به بقیه کمک کنن.

اگه در زندگی خود، اینجور افرادی رو شناسایی کردین، روابط تون رو با اونا گسترش بدین. با افرادی که تشویق شون می کنین و کسائی که به یه سری از اصول خاص مورد توجه شما پایبند هستن، رابطه برقرار کنین حتی اگه این رابطه بسیار محدود در حد یک مکالمه ی ساده در کافی شاپ یا گفت وگو از راه ایمیل باشه.

درنهایت، باید واسه پذیرش تغییرات، آغوشی باز داشته باشین. اگه الگوهایمان ما رو به رقابت بکشن، فرصت خوبی در اختیار ما قرار گرفته. باید واسه پیشرفت فردی خود به زحمت بیفتیم. فراموش نکنین که تغییر کردن، حتی به میزان کم، کار سختیه ولی اگه بر پیشرفت اعتماد به نفس خود تمرکز کنین، ساده تر می شه.

۴. جنگ با احساسات تخریب کننده

همه ما در موقع ترس، با سیگنالا و نشونه هایی داخلی روبرو میشیم. نباید این نشونه ها رو سرکوب کنیم یا ندیده شون بگیریم، بلکه باید با اونا روبه رو شیم. با توجه کردن به احساسات و احساسات مون، می تونیم تشخیص بدیم که چه وقت دچار اضطراب هستیم.

بعضی وقتا با پرسیدن سؤالای ساده ای مثل: «در شرایط فعلی، بهترین کاری که میتونم انجام بدهم چیه؟» می تونین با ترس هاتون روبه رو شید. همین سؤال، ما رو به سعی کردن جهت می ده.

واسه جنگ با «نگرانی» که یکی دیگر از عوامل تخریب کننده ی اعتماد به نفسه و بیشتر به شکل استرس خود رو نشون می ده، باید تشخیص بدین که احساس نگرانی شما چه زمانی واقعی و چه زمانی ساختگیه. مغز ما با وجود همه تواناییای خارق العاده ای که داره، بعضی وقتا نگرانی واقعی و ساختگی رو خیلی راحت از هم تشخیص نمی ده. در این مواقع، خیالات شما از منطق بالاتر میره و درباره چیزایی نگران میشید که اصلا منطقی و عقلانی نیستن، می فهمین که به خاطر مسائلی نگرانید که هنوز اتفاق نیفتادن یا احتمال اتفاق اونا بسیار کمه یا حتی قابل کنترل نیستن.

یکی دیگر از احساسات مخربی که اعتماد به نفس شما رو از بین می بره، لرزش و احساس ناامنیه. واسه مدیریت این احساس، راه حل دوم یعنی پیشرفت خودارزیابیای مثبت رو در پیش بگیرین. زمانی که احساس ناامنی بر شما غلبه کرد، باید منتقد داخلی خود رو آروم کنین. باید این انتقادهای منفی رو دور کنین و عوضش، لیاقتای خود رو ستایش کنین. به جای اینکه خود رو محکوم کنین، سعی هاتون رو به خاطر بیارین؛ همه سختیایی که در راه موفقیت با اونا روبرو شدین و از میدون جنگ با اونا، سربلند بیرون اومدید. به خودتون بگید که میتونم این کار رو انجام بدهم. بعضی وقتا، همین یادآوری کافیه تا دوباره اعتماد به نفس خود رو بازیابید و به میدون جنگ برگردید.



 


دسته‌ها: آموزشی